بعد مدتها برگشتم به این شهر.. به خونه... دلم برای اتاقم وسایلم تنگ بود الان که دراز کشیدم و چشمم رو دوختم به سقف و محسن نامجو داره توو گوشم زمزمه میبینم چقدر این وزنه های سنگین چندین ساله توو وجودم هنوزم هست.. تغییر کردم اما مثل ی خوابه الان این لحظه این اتفاقات.. طبقه ی چهارم که باشی .......
ما را در سایت طبقه ی چهارم که باشی .... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 65
تاريخ: سه
شنبه
30 مهر
1398 ساعت: 3:20